من همیشه باران را دوست داشته ام، باران خیلی زیبا ذهن شلوغ و افکار پریشانم را میشوید،  وقتی این شستن با قدم زدن همراه میشود اوضاع خیلی بهتر است و راحتتر میشود تصمیم گرفت، من بهترین تصمیم ها را زیر باران گرفتم.
من همیشه از باران بدم آمده، خیس شدن زیر باران افکارم را بیشتر پریشان میکند ، گویا اوضاع سخت تر است، چون نمیشود راحت تصمیم گرفت من بدترین تصمیم ها را زیر باران گرفته ام.
حضور تو مفهوم باران را هم عوض میکند.

بدون نظر موضوع: یادداشت

گاهی یک خواب شیرین، تمام اتفاق‌های بد آن روز را قابل تحمل می‌کند و تو هنوز لبخند به لب داری .

بدون نظر موضوع: یادداشت

تو
دلخور از من و آن سوال تکراری
من اما هنوز
“دوستم داری ؟”

بدون نظر موضوع: یادداشت

آقای کلاغ- رادیو روغن حبه انگورچند وقت پیش شهاب گفت : “رادیو حبه انگور رو بشنو، اونم خیلی خوبه ” ما داشتیم درباره‌ی صداهای خوبی که به عنوان رادیو، موسیقی، دکلمه یا حتی متن‌های خوانده شده، شنیده بودیم صحبت میکردیم. این پیشنهاد ساده چند ماه گوشه‌ی ذهنم ماند.

دیشب وقتی خسته رسیدم خانه حوصله‌ی وب‌گردی و اینترنت را نداشتم چه برسد به تماشای فیلم و سریال.دراز کشیده بودم و SoundCloud را برای یک موسیقی خوب در زیر و بالا میکردم که به یاد پیشنهاد شهاب افتادم. خیلی راحت رادیو روغن حبه انگور را پیدا کردم و شنیدم . موجوعه ای از صداهای خوب پیشنهاد میدم از دستش ندید.

+ دریافت و شنیدن تمام قسمت‌های رادیو روغن حبه انگور

۳ نظر موضوع: پیشنهاد

چشمانم را می بندم و همه جا روشن تر می شود، بالهایم را به خورشید نشان میدهم و از کوه پایین می پرم، می خواهم از امروز جور دیگری پرواز کنم، بدون بال، تا تو ، تو پایین کوه منتظر و خیره به منی و من با سرعت زیاد به سمت بهشتم پرواز میکنم.

چشمانم را باز میکنم، درختی سبز شده ام و بادی ملایم با عطر تو در شاخ و برگم می وزد، من مست تو شده ام و با یاد تو می رقصم. می میرم.

من سیاره ای بی حیاتم، بدون نور، تاریک، من عمرم به جاذبه توست ، من هر شبانه روز دور تو میگردم.

ماهی قرمز میان تنگ نوروز دومین سال زندگیمان دلتنگ نیست، تنگش دریاست، دلت دریاست.

سمیرا ، آمدی که بمانی، ماندی.

بدون نظر موضوع: یادداشت